الشيخ عباس القمي
329
وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )
ابالسهء خود را جمع كرد ، ابالسه گفتند : اى سيّد ما ! چه تو را به فَزَع در آورده ؟ گفت : واى بر شما ! همانا حادثهء عجيبى در زمين واقع شد كه از زمان رفع عيسى عليه السلام تا به حال واقع نشده ، برويد و بگرديد ببينيد چه واقع شده ؟ براى من خبر آريد . برفتند و برگشتند و گفتند : چيزى نيافتيم . ابليس گفت : استعلام اين امر ، كار من است ، پس فرو رفت در دنيا و جولانى كرد تا به حرم مكه رسيد ، ديد كه اطراف حرم را ملائكه فرو گرفتهاند ، خواست داخل حرم شود ، او را صيحه زدند ، برگشت و از طرف كوه حرا داخل شد . جبرئيل او را صيحه زد كه بر گرد ، لعنت خدا بر تو باد ! گفت : اى جبرئيل ! از تو سؤالى دارم : بگو كه امشب چه حادثهاى رو كرده ؟ فرمود : ولادت محمد صلى الله عليه و آله واقع شده . گفت : از براى من در او نصيبى هست ؟ فرمود : نه . گفت : در امت او ، من بهره دارم ؟ فرمود : بلى . گفت : راضى شدم . روايت شده است كه چون آن حضرت متولد شد ، بتهايى كه بر كعبه گذاشته بودند ، همه بر رو در افتادند و چون شب داخل شد ، صيحهاى از آسمان بلند شد كه : « جاءَ الحَقُّ وَزَهَقَ الباطِلُ إِنَّ الباطِلَ كانَ زَهُوقاً » . « 1 » در آن شب ، جميع دنيا روشن شد و هر سنگ و كلوخ و درختى كه بود بخنديد و هر چيزى كه در آسمان و زمين بود ، تسبيح كرد خدا را . و شيطان گريخت و مىگفت : بهترين امتها و بهترين خلايق و گرامىترين بندگان و بزرگترين عالميان ، محمد صلى الله عليه و آله است . بالجمله ، امروز ، روز بسيار شريفى است و از براى آن چند عمل است : 1 . غسل ؛ « 2 » 2 . روزه و از براى آن ، فضيلت بسيار است و روايت شده كه هر كه اين روز را روزه
--> ( 1 ) . اسراء ( 17 ) : 81 . ( 2 ) . زاد المعاد ، ص 412